تبلیغات
سربازان مبارز

سربازان مبارز
" السلام علیك یا ابا عبد الله، السلام علیك و رحمة الله و بركاته "  
قالب وبلاگ
نویسندگان
لینک دوستان

چکیده :
 

شیطان به معنای موجودی موذی، که اعم از انس و جن و میکروب است که در این تحقیق منظور شیطان انسی و جنی است که در برابر حضرت آدم علیه السلام تکبر ورزید و متمرد شد و از خداوند مهلت خواست تا بندگان را گمراه و از اطاعت و عمل خیر بازدارد البته به غیر از افراد مخلص . و خداوند متعال این مهلت را برای آزمایشات انسان‌ها قرار داد
 .

پس برای اینکه رضایت خداوند را جلب کنیم در درجه اول مجبوریم که کارهای ناشایست او را بدانیم که از این قرار است
 :
1) وسوسه 
2) زینت دادن کارهای زشت 
3) بازداشتن از یاد خدا 
4) اختلاف و تفرقه 
5) تمرد و نافرمانی و ....

بعد از شناخت آن‌ها باید پی به سیاست فریب‌کاری او ببریم که با دانستنش در دام او قرار نگیریم بدانیم سیاست پلید او مرحله به مرحله و گام به گام است که عبارتند از :
1) مرحله اول القای وسوسه 
2) مرحله دوم تماس گرفتن 
3) مرحله سوم فرو رفتن در قلب
4) مرحله چهارم ماندن در روح 
5) مرحله پنجم عضو حزب شیطان شدن
6) مرحله ششم سرپرست انسان شدن 
7) مرحله هفتم از شیاطین انسی واقع شدن

البته باید دانست که برخورد شیطان با هر فردی متفاوت و مکرش متناسب با هر فردی می‌باشد یا به صورت پرتاب است یا به صورت تماس است و یا با همنشین شدن، کارش را به سرانجام می‌رساند.

و برای حل این مشکل خداوند و ائمه معصومین علیهم السلام راهکارهایی را در پیش روی هر کسی قرار داده است

 که با این دستور العمل ، هر انسان خداپرستی می‌تواند در برابر این شخصیت رجیم پیروز و رضایت خداوند متعال را مورد جلب قرار داد . که به طور خلاصه بیان می‌کنیم :

1) شیطان را به دید دشمن دانستن
2) از شرّ او به خدا پناه بردن
3) صدقه دادن
4) استغفار
5) یاد خداوند
6) گریه کردن از ترس خدا
7) روزه گرفتن
کلید واژه :
شیطان – وسوسه – مکر و حیله – جلوه دادن به گناه از طرف شیطان– استعانت از خدا 


مقدمه :
 

برای تزکیه روح و تهذیب نفس باید از قرآن کریم کمک گرفت و قرآن شیطان را دشمن سعادت انسان می‌داند که در بین کلام الله دستوراتی برای مراقبت و هوشیاری در قبال مکر و حیله او داده است همین طور که خداوند انسان را برای مبارزه با او دعوت کرده است در آیات فراوانی ابزارهای مختلف فریبکاری و مکر شیطان را بیان و همچنین در آیات و روایات راه مقابله با شیطان قسم خورده انسان را هم بیان کرده‌اند
 

مگر نیست که امیرالمؤمنین علیه السلام شیطان را مانع سیر و سلوک به سوی خدا می‌داند و شیعیان را دستور به جنگ، با آن دشمن فرا خوانده تا روز به روز به درجات جنگجو اضافه شود .
 
مشکل این است که ما نمی‌دانیم او چه می‌خواهد ولی او می‌داند ما چه می‌خواهیم و به همین دلیل حرام‌ها و زشت‌ها را به صورتی که ما دوست داریم در نظرمان جلوه می‌دهد و ما هم آن را حق می‌بینیم و به آن عمل می‌کنیم.

بنابراین، در مقابل شیطان باید با تمام نیرو مقابله کنیم . بدانیم که اگر جنگیدیم خداوند ، فرشتگان و عقل همیارمان هستند یعنی با استعانت از یاری پروردگار عالم و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام جای تعجب و حیرت دارد که انسان در این جنگ و جهاد اکبر شکست بخورد
 

اگر انسانی ایمان آورده باشد در مسیر ظلمات نمی‌نگرد و از راه مستقیم بیرون نمی‌رود. و خداوند کارهایش را بر عهده می‌گیرد چون خداوند ولیّ و مسئول تدبیر انسان می‌باشد چنانکه خداوند در سوره بقره آیه 257 فرموده است
اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّور
 
خداوند دوست و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، آن‌ها را از تاریکی‌ها (ی جهل و کفر و فسق) به سوی نور (علم و ایمان و تقوا) بیرون می‌برد

پس با این حال جای هیچ نگرانی نیست چون وعده خداوند متعال حق و به حقیقت می‌پیوندد. البته اگر کسانی بر خلاف ایمان قدم بردارند خداوند انسان‌ها را به حال خودشان وا می‌گذارد که این بدترین عذاب است .
بنابراین به خاطر این مشکل، که با ندانستن این مسئله دنیا و آخرت خودمان و حتی خانواده‌هایمان را به خطر نیاندازیم و بدون هیچ توشه‌ایی ما را در قبر نگذارند و رو سیاه وارد محشر نشویم در صدد آمدیم که فلسفه وجود شیطان و حوزه تسلطش و سیاست مکر او و ابزارهای وسوسه‌های شیطان را بازگو کنیم تا به اعمال شرّ و ناپسند او علم پیدا کنیم و بعد از شناخت این مسائل در خاتمه راه نجات و درمان از وسوسه‌های نامحدود او را از بیان قرآن و روایات بیان خواهیم کرد
 .
شیطان، نخست، در حد وسوسه عده‌ای را به گناه دعوت می‌کند و او دشمن سرسختانه و قسم خورده انسان است که جز بدبختی و شقاوت انسان هدفی دیگر ندارد در حالی که سعادت و شقاوت انسان بستگی به اعمال خود او دارد و اگر انسان دعوت او را پذیرفت و به گناه آلوده شد، به تدریج مسموم می‌شود و تحت ولایت او قرار می‌گیرد و شیطان در جهاد اکبر بر او پیروز می‌شود و در نتیجه او را جزء ستاد و سپاه خود قرار می‌دهد؛
 
چنانکه در قرآن سوره اسراء آیه 64 آمده است: وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ
 
و هر کس از آن‌ها را بتوانی به آوای خود (به سوی گناه) برانگیز، و بر آن‌ها (برای راندن به سوی معاصی) با سواره‌ها و پیاده‌های (لشکر) خود بانگ بزن (1)

بر اساس همین بیان قرآنی، امام صادق (علیه‌السلام) درباره گناهکاران می‌فرماید:
اذا اخذالقوم فی معصیةاللَّه فان کانوا رکبانا، کانوا خیل ابلیس وان کانوا رجالة کانوا من رجالته
هنگامی که قومی شروع به معصیت خداوند کردند آنان اگر سوارند، از واحدهای سواره نظام شیطان و اگر پیاده‌اند، از واحدهای پیاده نظام او هستند. (2).

باید توجه داشت که عامل اصلی شقاوت انسان‌ها و ایجاد فاصله و دوری رابطه بین انسان و خداوند هر چند کم، مسئله وسوسه‌های شیطان است
.
بهتر است، برای روشن شدن این مطلب از معنای کلمه شیطان شروع کرده و بعد، از فلسفه وجود آن و حوزه تسلطش و راههای وساوس شیطان را بیان می‌کنیم
 


معنای کلمه شیطان
 
کلمه شیطان از لغت شطن است
شطن یعنی هر موجودی که متمرد و سرکش باشد، چه انسان باشد، یا جن، یا جنبندگان دیگر ( چون عرب به هر جنبنده‌ای که موذی باشد شیطان می‌گوید لذا معلوم می‌شود منظور پیامبر اسلام که فرموده: ناخن‌های خود را بگیرید، موهای زیر بغل خود را کوتاه کنید و الا شیطان زیر آن‌ها لانه می‌کند میکرب بوده است. زیرا میکرب هم جنبنده و هم موذی است)

لذا در قرآن مجید راجع به این موضوع در سوره انعام آیه 112 می‌فرماید: شَیاطِینَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ کلمه شیاطین که در این آیه شریفه است جمع کلمه شیطان می‌باشد

پیامبر اعظم اسلام صلی اللّه علیه و آله به أبوذر می‌فرماید: آیا از شرّ شیاطین جنّ و انس به خدا پناه می‌بری؟ أبوذر گفت: یا رسول اللّه! مگر بشر نیز شیاطین دارد؟

فرمود: آری. شرّ شیاطین انس از شرّ شیاطین جن بیشتر است!! . (3)

چه فرقی است بین کلمه شیطان و ابلیس؟

کلمه شیطان: اسم عام و کلمه ابلیس اسم خاص است

به بیان دیگر کلمه شیطان اسم جنس و کلمه ابلیس اسم علم می‌باشد. کلمه ابلیس جز بر آن موجودی که حضرت آدم و حواء را دچار لغزش نمود گفته نمی‌شود. ولی کلمه شیطان به هر موجودی که مثلا نظیر میکرب موذی باشد و به ابلیس و حتی به انسان هم گفته می‌شود. (4)


شیطان کیست و چیست؟
 
ما شیطان را ندیده‌ایم و با او رو برو نشده‌ایم. ولی چون وحی پروردگار از آن خبر داده بر ما لازم است که وجود او را تصدیق کنیم. و این از باب الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ می‌باشد که در سوره بقره آیه 3 آمده است (یعنی آنچه را که وحی خداوند خبر داده و از نظر انسان غایب است باید آن را گواهی نمود. کما اینکه فرشتگان و جنیان را که از نظر ما ناپدیدند باید قبول داشت) و ما مکلف نیستیم از هویت و شکل و عرض و طول شیطان گفتگو و جستجو کنیم. آری خداوند علیم در قرآن کریم، شیطان را اینطور وصف نموده که شیطان متصدی گمراه نمودن بشر و منصرف نمودن انسان از اطاعت خداوند و عمل خیر است.

پس بنابراین هر خاطره، و هر انسانی که بین تو و طاعت خداوند و انجام عمل خیر حائل شود، و تو را به معصیت و شرک به خدا وادار نماید، و مطالب باطل و طرق گمراهی را در نظر تو جلوه‌گر سازد، و لباس حق و حقیقت بر آن‌ها بپوشاند او شیطان خواهد بود.(5)
 

حکمت آفرینش شیطان
 
گاهی سؤال می‌شود آفرینش موجودی چون شیطان که همواره مردم را وسوسه و تحریک می‌کند برای چیست؟ 
جواب:
خداوند از اوّل، موجودی به نام شیطان با ماهیّت پلید نیافریده است، بلکه آن را به عنوان موجودی که قابل تکامل است آفریده و هدایت کرده است. این خود اوست که راه خود را منحرف ساخت و با آزادی و اختیار، خود را تباه کرد و این امر هرگز مخالف منطق و عدالت الهی نیست
بر اساس بعضی از روایات، شیطان قرن‌ها مشغول تسبیح و تقدیس خداوند بوده است، اگر ماهیت او پلید بود، اشتغال به عبادت معنا نداشت. پس شیطان نیز مانند سایر موجودات با شعور و آزاد، توانایی ورود به هر دو راه سعادت و شقاوت را دارا بوده است
اغواگری شیطان از زمانی شروع شد که او از سجده بر آدم امتناع ورزید و خود را برتر دانست و رانده درگاه خدا شد. وقتی خداوند شیطان را از درگاه خویش راند، او مدعی شد که آدمی شایستگی این همه اکرام را ندارد و اگر خداوند به او اجازه دهد، می‌تواند با اغواگریِ خود آدم را گمراه کرده، بی لیاقتی او را اثبات کند
 
در سوره اسراء آیات 61- 63 می‌خوانیم وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئکَةِ اسْجُدُواْ لاَِدَمَ فَسَجَدُواْ إِلَّا إِبْلِیسَ قَالَ ءَ أَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا*قَالَ أَ رَءَیْتَکَ هَاذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلیَ‌َّ لَئنِ‌ْ أَخَّرْتَنِ إِلیَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ لَأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إِلَّا قَلِیلًا*قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَکَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَاؤُکمُ‌ْ جَزَاءً مَّوْفُورًا

خداوند به او اجازه اغواگری و فتنه داد تا معلوم شود کدام یک از بندگان او رهرو حقند و کدام یک رهرو نفس و مطیع هوا و هوس و شیطان. البته در کنار اینکه به شیطان اجازه اغواگری داد، پیامبران را هم فرستاد تا دشمنی شیطان را به انسان‌ها گوشزد کرده، حیله‌های او را بنمایانند و انسان‌ها را از او برحذر دارند. پس این اجازه اغواگری نیز مطابق با مصلحت بوده و هیچ ایرادی بر آن وارد نیست. (6


فلسفه وجود شیطان
 
فلسفه‌ی وجود شیطان و وسوسه‌های او، ایجاد چند راه پیش روی انسان و قدرت انتخاب و آزمایش اوست که انسان با تردید و تزلزل، راه سلطه‌ی شیطان را بر روی خود باز می‌کند هر چند که شک کم باشد سبب مقدّمه انحراف است در حالی که انسان در انتخاب راه و عمل، اختیار دارد.
در سوره سبأ آیه 21 خداوند می‌فرماید: وَ ما کانَ لَهُ عَلَیْهِمْ مِنْ سُلْطانٍ الَّا لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْاخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فی شَکٍّ وَ رَبُّکَ عَلی کُلِّ شَیْ‌ءٍ حَفیظٌ 
و شیطان بر آنان تسلطی نداشت، مگر برای آنکه مشخص کنیم چه کسانی به قیامت ایمان دارند و چه کسانی از آن در شک هستند و پروردگار تو بر هر چیز نگهبان (و آگاه) است.

شیطان موجودی وسوسه انگیز است که عامل اصلی زوال تمدن سبأ کفران نعمت و ناسپاسی معرفی شد و تنها عاملی که موجب شد آنان در مقابل آن همه ناز و نعمت، ناسپاسی و عصیان کنند و خدا را به بوته فراموشی بسپارند پیروی از شیطان و توجه به وسوسه‌های او بود. شیطان طبق عهدی که بسته بود، همه آل سبأ- جز تعداد اندکی از مؤمنان- را به سبب وسوسه اغوا کرد و فریفت و گمان خود را درباره آنان محقق ساخت و به امید دیرینه خود که همانا اغواء و گمراهی مردم بود رسید. (7)


حوزه تسلط شیطان
 
از آیه‌ایی که خوانده شد بر می‌آید که خداوند در حدّ وسوسه، به شیطان قدرت تسلط داده، نه در حد اجبار والزام. بنابراین، شیطان تنها مردم را به بدی فرا می‌خواند، نه اینکه به گمراهی و انجام اعمال زشت مجبور سازد و افراد گمراه با سوء اختیار خویش تحت تأثیر وسوسه‌های او قرار می‌گیرند و او را بر خویشتن مسلّط می‌کنند، نه اینکه شیطان از اوّل بر ایشان مسلّط بوده و آنان به حکم اجبار پیروی‌اش کرده باشند. (8(


چرا خداوند به شیطان اجازه وسوسه داد؟
 
به طوری که از آیات 36 تا 40 سوره حجر استفاده می‌شود پس از رانده شدن شیطان از درگاه الهی شیطان از خداوند مهلت خواست و خدا تا وقت معینی به او مهلت داد و شیطان پس از گرفتن مهلت اظهار داشت که فرزندان آدم را وسوسه خواهد کرد و آن‌ها را وادار به انجام کارهای بد خواهد نمود.
قالَ رَبِّ فَأَنْظِرْنِی إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ قالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ قالَ رَبِّ به ما أَغْوَیْتَنِی لَأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ إِلَّا عِبادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ
 
(شیطان) گفت: پروردگارا تا روزی که مبعوث می‌شوند به من مهلت بده خداوند گفت: تو از مهلت داده شدگانی تا روز وقت معین. شیطان گفت: پروردگارا به سبب اینکه تو مرا گمراه نمودی، (اعمال فرزندان آدم را) برای آن‌ها زینت خواهم داد و همگی آن‌ها را گمراه خواهم ساخت مگر بندگان خالص تو را.

و نظیر همین مطلب در آیه 119 از سوره نساء است و حتی خداوند در سوره اسراءآیه 64 به شیطان اجازه اغوا و وسوسه‌گری فرزندان آدم را می‌دهد و در پاسخ شیطان که از گمراه ساختن فرزندان آدم خبر می‌دهد، می‌فرماید:
وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِکَ وَ أَجْلِبْ عَلَیْهِمْ بِخَیْلِکَ وَ رَجِلِکَ وَ شارِکْهُمْ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ إِلَّا غُرُوراً
 
هر کس را از فرزندان آدم می‌توانی با صدای خود بلغزان و با سواره و پیاده خود بر آنان حمله کن و با آن‌ها در اموال و اولاد شرکت کن و به آن‌ها وعده بده و شیطان جز فریب نویدشان نمی‌دهد.

اکنون باید دید که چرا خداوند به شیطان اجازه داد که فرزندان آدم را وسوسه کند و زمینه گمراهی آن‌ها را فراهم سازد؟


جواب:
 

خداوند انسان را آفرید و به او اختیار و آزادی انتخاب داد به طوری که انسان در انتخاب خیر و شر آزاد است او می‌تواند راه انبیاء را در پیش گیرد و به سعادت ابدی برسد و می‌تواند از خدا و پیامبر فاصله بگیرد و به گناه و معصیت و شرّ روی آورد.
در این میان خداوند با ارسال پیامبران و کتب آسمانی، انسان را به سوی خیر دعوت کرد لازم بود نیرویی هم باشد که انسان را به سوی شر و بدی‌ها دعوت کند تا آزادی انسان در اختیار و انتخاب از بین نرود و او بر سردو راهی قرار بگیرد آنگاه با انتخاب راه درست، کمال خود را به ثبوت برساند.
بنابراین، وسوسه‌های شیطان برای افراد با ایمان نه تنها زیانبخش نیست بلکه باعث تکامل بیشتر آن‌هاست و انتخاب راه خدا با وجود وسوسه‌های شیطان، بسیار ارزشمند است و افراد با ایمان با مبارزه با وسوسه‌های شیطان به مراتب بالایی از کمال می‌رسند.
اساساً وجود دشمن، انسان را آماده‌تر و قوی‌تر می‌سازد و او را وادار می‌کند که از تمام امکانات خود استفاده کند و در عزم و اراده خود ثابت قدم باشد.
ضمناً توجه کنیم که وسوسه شیطان در حد الزام و اجبار نیست و شیطان هرگز نمی‌تواند و اجازه ندارد که انسان را به ارتکاب گناه و معصیت مجبور کند. کار او تنها وسوسه است و شخص با ایمان وقتی چند بار با آن مبارزه کرد دیگر مخالفت با آن کار دشواری نخواهد بود و لذا در روایتی آمده است که شیطان در مقابل پیامبر اسلام تسلیم شده بود. یعنی آن حضرت آنقدر با شیطان مخالفت کرده بود که دیگر شیطان از وسوسه کردن او دست کشیده بود
 
و در سوره نحل آیات 99 و 100 آمده است که
 شیطان بر مؤمنان تسلط ندارد:
إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ
همانا شیطان را بر کسانی که ایمان آورده‌اند و بر پروردگارشان توکل کردند، تسلطی نیست. تسلط او تنها بر کسانی است که ولایت او را پذیرفته‌اند.

همچنین در جای دیگر از زبان شیطان نقل می‌کند که در روز قیامت در پاسخ کسانی که شیطان را مسؤل گمراهی خود می‌شمارند، خواهد گفت:
وَ ما کانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلا تَلُومُونِی وَ لُومُوا أَنْفُسَکُمْ
 
مرا بر شما تسلطی نبود جز اینکه شما را دعوت کردم و شما مرا اجابت نمودید پس مرا مذمت نکنید بلکه خود را مذمت کنید.

خلاصه اینکه وسوسه شیطان الزام‌آور نیست و همین وسوسه‌گری هم موجب پیشرفت و تکامل مؤمنان است. (9)


چگونگی وسوسه شیطان
 
در اینجا سؤالی مطرح است و آن اینکه آیه می‌گوید:" شیطان به شما امر می‌کند که به سوی بدی‌ها و فحشاء بروید" مسلما مراد از" امر" همان وسوسه‌های شیطان است، در حالی که ما به هنگام انجام بدی‌ها هیچگونه احساس امر و تحریک از بیرون وجودمان نمی‌کنیم، و کوشش شیطان برای گمراه ساختن خود هرگز قابل لمس نیست.


جواب:
 

شیطان انسان را حقیقتا به معصیت امر می‌کند و گاهی انسان این معنا را درک می‌کند و می‌بیند که انجام بعضی از طاعت‌ها بر او سنگین و او بر بعضی از معاصی میل دارد و این، همان «امر شیطان» و وسوسه شیطان است زیرا وسوسه چیزی جز صوت آهسته نیست و شیطان اعمالی را با صوت بسیار آهسته در گوش انسان می‌خواند.
همانطور که از واژه" وسوسه" هم استفاده می‌شود تاثیر شیطان در وجود انسان یک نوع تاثیر خفی و ناآگاه است که در بعضی از آیات از آن تعبیر به" ایحاء" شده است در آیه 121 سوره انعام می‌خوانیم:
 
وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ
 
شیاطین به دوستان خود و کسانی که آماده پذیرش دستورات آن‌ها هستند وحی می‌کنند! همانطوری که می‌دانیم" وحی" در اصل همان صدای مخفی و مرموز و احیانا تاثیرهای ناآگاهانه است.

منتهی انسان به خوبی می‌تواند" الهامات الهی" را از" وسوسه‌های شیطانی" تشخیص دهد زیرا علامت روشنی برای تشخیص آن وجود دارد، و آن اینکه الهامات الهی چون با فطرت پاک انسان، و ساختمان جسم و روح او آشنا است، هنگامی که در قلب پیدا می‌شود یک حالت انبساط و نشاط به او دست می‌دهد
.
در حالی که وسوسه‌های شیطان چون هماهنگ با فطرت و ساختمان او نیست به هنگام ایجاد در قلبش، احساس تاریکی، ناراحتی و سنگینی در خود می‌کند و اگر تمایلات او طوری تحریک گردد که در هنگام انجام گناه، این احساس برای او پیدا نشود بعد از انجام عمل برای او دست می‌دهد، این است فرق بین الهامات شیطانی و الهامات الهی. (10
 )

شیطان در وسوسه‌های خود، چهره خیرخواهی و دوستی آدم را به خود می‌گیرد و در هر حال نباید تصور کرد که وسوسه‌های شیطان هر چند قوی و نیرومند باشد از انسان سلب اختیار می‌کند بلکه باز انسان می‌تواند با نیروی خرد و ایمان در مقابل آن ایستادگی کند و به تعبیر دیگر وسوسه‌های شیطانی انسان را مجبور به کار خلاف نمی‌کند، بلکه نیروی اختیار هم چنان باقی خواهد بود، اگر چه مقاومت در مقابل آن نیاز به پایمردی و ایستادگی بیشتر و گاهی تحمل درد و رنج دارد، و در هر حال اینگونه وسوسه‌ها سلب مسئولیت از کسی نمی‌کند، همانطور که در مورد آدم نکرد، لذا ملاحظه می‌کنیم، با تمام عواملی که در برابر آدم به عنوان تشویق به نافرمانی خدا از طرف شیطان وجود داشت، خداوند او را مسئول عملش دانست و او را کیفر داد. (11
 )


سؤال:
 

فرق میان وسوسه شیطان و آنچه که نفس انسان، به آن دعوت می‌کند چیست؟ و با چه علامتی انسان می‌تواند این دو را از هم تشخیص بدهد؟


جواب:
 

عدم قدرت ما بتشخیص این دو از یکدیگر، اشکالی بمطلب نمی‌رساند زیرا هر موقعی که در خاطر انسان میل به معصیت و ترک طاعت پدید آمد، احتمال می‌دهد که این از وساوس شیطان باشد و از طرفی هم می‌داند که او دشمن سرسخت انسان است بنابراین لازم است که از اقدام به آن معصیت و ترک اطاعت جداً خودداری کند تا یقین حاصل نماید که از شیطان اطاعت نکرده است
.(12








طبقه بندی: مذهبی، 
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید ، 
برچسب ها: ائمه، معصومین، ائمه معصومین علیهم السلام، انس، جن، شیاطین انس و جن، راههای نفوذ و وسوسه‌های شیطان و مبارزه با آن، راههای نفوذ و وسوسه‌های شیطان، راههای نفوذ، وسوسه‌های شیطان، نفوذ، وسوسه، زینت دادن، كارهای زشت، زشت، یاد خدا، اختلاف، تفرقه، شیطان، شیاطین،  
[ سه شنبه 7 آذر 1391 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ Mehrdad M ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آرشیوی از مطالب مفید و پر محتوا (سربازان امام زمان )
آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

.


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی




برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس